پرخاشگری در کودکان، ریشههای پیچیدهای دارد که میتواند از دوران پیش از تولد شروع شده و در سالهای اولیه زندگی تقویت شود.درک این ریشهها به ما کمک میکند تا به جای برچسب زدن به کودک (مثلاً “کودک بد”)، با علت اصلی مشکل برخورد کنیم. در ادامه، عوامل مؤثر از دوران بارداری تا پس از تولد را به تفکیک بررسی خواهیم کرد.
لونا هستم همراه شما در مسیر اگاهی.
الف) ریشههای دوران بارداری و تولد
این دوره، پایههای اولیه سیستم عصبی و خلقوخوی کودک را شکل میدهد.

۱-استرس مادر در دوران بارداری:
هنگامی که مادر استرس شدید یا مزمن را تجربه میکند (مشکلات خانوادگی، مالی، اضطراب، افسردگی)، هورمون کورتیزول از طریق جفت به جنین منتقل میشود.
این هورمون میتواند بر رشد مغز، به ویژه بر مناطق مرتبط با تنظیم هیجانات (مانند آمیگدال و قشر پیشپیشانی) تأثیر بگذارد و کودک را پس از تولد، مستعد تحریکپذیری بیشتر و تحمل کمتر در برابر ناکامی کند.
۲-مصرف موادمخدر، الکل و سیگار:
این مواد به طور مستقیم بر رشد مغز جنین تأثیر منفی میگذارند و میتوانند منجر به مشکلات رفتاری شدید، از جمله پرخاشگری، بیشفعالی و نقص در توجه شوند.
۳-سوءتغذیه مادر:
کمبود مواد مغذی کلیدی مانند آهن، امگا-۳، ید و ویتامینها میتواند در رشد عصبی جنین اختلال ایجاد کند.
۴-عوارض حین تولد:
زایمان بسیار سخت، کمبود اکسیژن به نوزاد (هیپوکسی) یا زایمان زودرس میتواند بر سیستم عصبی نوزاد تأثیر بگذارد و ممکن است با مشکلات رفتاری بعدی مرتبط باشد.
به عنوان مثال: کودکی که داشتیم که تا ۴ ماهگی ارام و راحت بود، به دلیل بیماری پدر و درگیر شدن بیش از حد مادر به مرور زمان تبدیل به کودک سخت و کم حوصله شد.دیر زبان باز کرد و شاید به همین خاطر خیلی زود جیغ می زد چون نمی توانست منظور خود را برساند. کودک ما دچار اضطراب جدایی هم بود، سخت مدرسه می رفت، ناخن جویدن داشت، تا پنج سالگی گاهی شب ادراری داشت (که البته تا پنج سال طبیعی است زیرا هنوز مثانه و ماهیچه های ان به رشد کامل نرسیده اند) پس از گذر زمان و بهبودی وضع خانواده با تراپی که رو مادر انجام شد، صبوری و همکاری مادر و همکاری ومدارا کردن های پدر و بهمچنین کمک مدرسه به مرور اخلاق و رفتار کودک مان بهبود پیدا کرد.

ب) ریشههای مرتبط با “خلق و خوی ذاتی” (Temperament)
هر کودک با یک “خلق و خو”ی ذاتی به دنیا میآید که سبک رفتاری اولیه اوست. برخی کودکان به طور مادرزادی “خلق سخت” دارند. ویژگیهای این کودکان عبارتاند از:
سازگاری پایین: تطبیق با موقعیتها و افراد جدید برایشان سخت است.
کنشگرایی بالا: بسیار فعال و پرانرژی هستند.
حواسپرتی کم: وقتی روی چیزی متمرکز میشوند، به سختی میتوان حواس آنها را پرت کرد که گاهی به عنوان “لجبازی” تفسیر میشود.
خلق منفی: بیشتر غرغر میکنند، گریه میکنند و به راحتی ناراحت میشوند.
بیقاعدگی: برنامه خواب و غذا خوردن نامنظمی دارند.
این کودکان به دلیل این ویژگیهای ذاتی، آستانه تحمل پایینتری در برابر ناکامی دارند و وقتی به خواستهشان نمیرسند، سریعتر از سایر کودکان از کوره در میروند و واکنش پرخاشگرانه نشان میدهند. این ذات است، اما نحوه برخورد والدین است که میتواند این ویژگی را مدیریت یا تشدید کند.

ج) ریشههای محیطی و خانوادگی پس از تولد
این عوامل، بسیار حیاتی هستند و میتوانند بر خلق ذاتی کودک سوار شده و آن را تقویت یا تضعیف کنند.
۱-الگوبرداری از والدین و اطرافیان (مهم ترین عامل):
کودکان مانند دوربین فیلمبرداری، رفتار والدین را ضبط میکنند. اگر والدین برای حل تعارضات خود از فریاد زدن، توهین یا خشونت استفاده کنند، کودک این را به عنوان راهکار طبیعی یاد میگیرد.
تنبیه بدنی به شدت پرخاشگری را افزایش میدهد. این کار به کودک میآموزد که “زورگویی” راه حل مشکل است.
۲-سبک فرزندپروری:
سبک سختگیرانه و مستبدانه: والدین قوانین سخت و غیرمنعطف دارند و به احساسات و نظرات کودک توجهی نمیکنند. این باعث ایجاد احساس خشم و ناتوانی در کودک میشود که به شکل پرخاشگری بروز مییابد.
سبک سهلگیرانه: والدین حد و مرز مشخصی تعیین نمیکنند. کودک هرچه بخواهد بلافاصله برایش فراهم میشود و در نتیجه “تحمل ناکامی” را یاد نمیگیرد. وقتی در دنیای بیرون با “نه” مواجه میشود، با پرخاشگری واکنش نشان میدهد.
۳-عدم وجود رابطه ایمن و دلبستگی سالم:
اگر نیازهای عاطفی اولیه کودک (بغل کردن، نوازش، پاسخگویی به گریه) به طور مداوم برآورده نشود، کودک احساس ناامنی میکند. این ناامنی میتواند به صورت خشم و پرخاشگری بروز کند.
۴-اختلافات شدید خانوادگی:
دعواهای مکرر و پرتنش بین والدین، برای کودک بسیار اضطرابآور است و او برای تخلیه این اضطراب ممکن است به پرخاشگری روی آورد.
۵-نیازهای اساسی برآورده نشده:
خستگی، گرسنگی و کمخوابی از مهمترین محرکهای فوری پرخاشگری در کودکان خردسال هستند. یک کودک خسته، ظرفیت بسیار کمی برای کنترل هیجانات خود دارد.

۶-محیط بیشازحد تحریککننده یا خستهکننده:
برخی کودکان در محیطهای شلوغ و پرسروصدا (مهمانیها، مراکز خرید (درگیر بیش از حد میشوند و پرخاشگری راهی برای گفتن “دیگر” است. برخی دیگر نیز از بیحوصلگی و نداشتن فعالیت مناسب خشمگین میشوند.
۷-عوامل پزشکی و رشدی:
تأخیر در گفتار: وقتی کودک نمیتواند احساسات و نیازهای خود را به زبان بیاورد، از کلام به عمل (زدن، گاز گرفتن) متوسل میشود.
مشکلات پردازش حسی: برخی کودکان در پردازش اطلاعات حسی (صدا، نور، لمس) مشکل دارند و این میتواند برایشان طاقتفرسا و منجر به فروپاشی عصبی شود.
اختلالاتی مانند بیشفعالی-نقص توجه (ADHD)، اضطراب و در موارد نادرتر، اختلال سلوک.
راهکار کلی در مواجه با کودک پرخاشگر چیست؟
پرخاشگری یک رفتار “ارتباطی” است. کودک با این رفتار میخواهد بگوید: “گریزان هستم، نیاز دارم، درد دارم، نمیتوانم خودم را کنترل کنم.”

راهکارهای پایه برای مدیریت پرخاشگری:
۱-حفظ آرامش خودتان: شما قایق نجات کودک هستید. اگر خودتان کنترلتان را از دست بدهید، وضعیت بدتر میشود.
۲-همدلی و نامگذاری احساس: به او کمک کنید احساسش را درک کند. “میبینم که واقعاً عصبانی هستی چون باید تلویزیون را خاموش کنم. حق داری ناراحت بشی.”
۳-تعیین حد و مرز واضح: “میفهمم عصبانی هستی، اما اجازه نداری مرا بزنی. زدن درد دارد.” سپس یک جایگزین به او پیشنهاد دهید: “میتوانی به بالشتت مشت بزنی یا اگر دوست داری با هم یک نقاشی خشم بکشیم.”
۴-پیشگیری: برنامه منظم خواب و غذا داشته باشید، محیط را قابل پیشبینی کنید و قبل از ورود به موقعیتهای چالشی، قوانین را برایش توضیح دهید.
۵-الگوی خوبی باشید: خودتان در موقعیتهای خشمآور، با آرامش و استفاده از کلمات، مشکل را حل کنید.
اگر پرخاشگری کودک شما شدید، مکرر، با قصد آزار دیگران همراه است یا در عملکرد اجتماعی و تحصیلی او اختلال ایجاد کرده، مشورت با یک روانشناس کودک یا روانپزشک کودک ضروری است تا بررسیهای تخصصی صورت گیرد.
امیدوارم این اطلاعات برای شما مفید بوده باشد.
شاد و پیروز باشید.