تصور کنید در آستانهِ یک رابطهِ زیبا و عمیق ایستادهاید. همه چیز عالی به نظر میرسد، اما ناگهان صدایی درونی شما را میخواند: “اگر تو را ترک کند چه؟ اگر به اندازهِ تو احساس واقعی نداشته باشد چه؟ اگر در نهایت تنها بمانی چه؟” این صدا، صدای ترس در رابطه است؛ ترسی که میتواند پیش از آنکه واقعاً طرد شوید، شما را از رابطه خارج کند. مثل این است که خودتان بخواهید از کشتی در حال غرق شدن، پیش از هر حادثهای بیرون بپرید!
لونا هستم همراه شما در مسیر اگاهی.ما در این مقاله می خواهیم دربارهِ ترس در رابطه صحبت کنیم. ترسی که نامرئی است، اما تأثیرش بسیار ملموس و گاهی ویرانگر است.

“ترس در رابطه” چه شکلی دارد؟ چقدر خودتان را میشناسید؟
این ترس همیشه با عبارت “من میترسم” خود را نشان نمیدهد. بلکه در قالب رفتارها و احساساتی پنهان میشود که شاید خودتان هم از ریشهِ آن بیخبر باشید. بیایید با هم نگاهی به نشانههای این، ترس در رابطه بیندازیم:
فرار پیش از شروع: شما به کسی که به شما علاقه دارد، نزدیک میشوید، اما به محض احساس صمیمیت، خودتان را عقب میکشید. بهانههای مختلفی میآورید: “شاید وقتش نبود”، “شاید آدم مناسبی نبود”. در واقعیت، این ترس از طرد شدن است که دارد شما را به عقب میراند.
امتحان کردن مداوم: مرتباً طرف مقابل را میآزمایید تا وفاداری و علاقهاش را ثابت کند. ممکن است خودتان باعث ایجاد جر و بحثهای کوچک شوید تا ببینید آیا او میماند یا میرود. این یک مکانیسم دفاعی ناسالم برای مقابله با ترس در رابطه است.
دیوار کشیدن عاطفی: حتی وقتی در رابطه هستید، به طور کامل خودتان را نشان نمیدهید. احساسات واقعیتان را پنهان میکنید و یک دیوار نامرئی دور خود کشیدهاید تا اگر روزی او رفت، آسیب کمتری ببینید. و این باعث رنج دو طرف می شود.
ریشههای این ترس از کجا نشات می گیرد؟
می توان گفت ترس در رابطه میتواند از تجربیات کودکی، حتی بزرگسالی نشأت بگیرد. یک شکست عاطفی سخت، مشاهدهِ روابط ناسالم در اطرافیان، یا حتی فرهنگی که در آن “کمالگرایی” را تشویق میکند (اینکه همیشه باید بهترین بود تا دوست داشته شوی) میتواند این ترس را تغذیه کند. مغز شما برای محافظت از شما، این الگو را یاد میگیرد: “عشق مساوی است با درد. پس بهتر است خودت را کنار بکشی.”

طعم تلخ این ترس؛ چه حسی دارد؟
فردی که با این ترس در رابطه دست و پنجه نرم میکند، در یک جنگ داخلی دائمی به سر میبرد:
اضطراب: یک بیقراری همیشگی که انگار منتظر یک اتفاق بد است. یک پیام ساده میتواند ساعتها شما را دچار تشویش کند.
بیاعتمادی: نه فقط به طرف مقابل، بلکه به قضاوت و احساسات خودتان هم شک دارید. “مطمئنم که دوسم دارد؟ یا دارم خودم را گول میزنم؟”
تنهاییِ در جمع: حتی وقتی با معشوقتان هستید، احساس تنهایی میکنید چون بخش واقعی وجودتان را در آن رابطه حاضر نکردهاید.
خستگی مفرط: انرژی زیادی صرف نگهبانی از قلب حساستان، تحلیل کردن رفتارها و آماده باش بودن برای فرار میکنید. این حالت بسیار فرساینده است.
راه رهایی: چطور از این دام بیرون بیاییم و رابطه را نجات دهیم؟
خبر خوب این است که این الگو قابل تغییر است. برای غلبه بر این ترس در رابطه و ساختن یک رابطهِ گرم و بادوام، نیاز به آگاهی و اقدام آگاهانه دارید.
قدم اول: شناخت غول ترس
اولین و مهمترین قدم، پذیرش این ترس است. به خودتان بگویید: “بله، من از طرد شدن میترسم.” این ترس را در رفتارهایتان شناسایی کنید. دفعهِ بعد که احساس کردید دارید دیوار میکشید یا بهانه میتراشید، یک لحظه تامل کنید و بپرسید: “آیا این یک تصمیم منطقی است، یا فقط ترس در رابطه است که دارد برایم تصمیم میگیرد؟”

قدم دوم: گفتوگوی شجاعانه
با خودتان و در نهایت با طرف مقابلتان صحبت کنید. این به معنای گفتن “من آدم ترسویی هستم” نیست. بلکه میتوانید بگویید: “گاهی برای من سخت است که خود واقعیام را نشان دهم چون از آسیب دیدن میترسم.” این سطح از آسیبپذیری، خودش یک پادزهر قوی برای ترس در رابطه است و صمیمیت واقعی را میسازد و چه بسا او بتواند در ایجاد اعتماد عمیق تر به شما کمک کند.
قدم سوم: زندگی در “اینجا و اکنون”
ترس در رابطه معمولاً دربارهِ آیندهای نامعلوم است. “اگر یک سال دیگر مرا ترک کرد چه؟” خودتان را به زمان حال برگردانید. از همین لحظهای که در کنار هم هستید لذت ببرید. رویکرد “بیایید ببینیم چه میشود” را جایگزین “حتماً باید عاشقم بشی تا نتیجهاش ازدواج باشد” کنید. این فشار را از روی دوش خودتان و رابطه بردارید.
قدم چهارم: بازسازی اعتماد
اعتماد مثل یک گیاه است که به آبیاری مداوم نیاز دارد. با کارهای کوچک شروع کنید. قولهای کوچک بدهید و به آنها عمل کنید (هم از طرف شما، هم از طرف او). این موفقیتهای کوچک، به مغز شما ثابت میکند که میتواند دوباره به کسی اعتماد کند و این ترس در رابطه به تدریج کم رنگتر میشود.
قدم پنجم: دوست داشتن خودتان را یاد بگیرید
اگر عشق و ارزش خودتان را از درون تأمین نکنید، همیشه منتظرید کسی از بیرون آن را برای شما بیاورد و مدام از دست دادنش بترسید. زمانی را به علایق خود، رشد شخصی و دوستانتان اختصاص دهید. وقتی که شما خودتان را با تمام وجود بپذیرید، ترس از طرد شدن قدرت کمتری خواهد داشت، چون میدانید که حتی اگر رابطهای به پایان برسد، شما همچنان فرد کامل و ارزشمندی هستید.

قدم ششم: نگاهی به بنیان؛ هدف و انتخاب تو از رابطه چیست؟
گاهی اوقات، ما چنان در گرداب ترس در رابطه غرق میشویم که فراموش میکنیم از خود بپرسیم: “اصلاً من چرا وارد این رابطه شدم؟”
این سؤال، کلیدی است که میتواند بسیاری از ابهامات را روشن کند. اگر ندانید مقصد کجاست، هر مسیری میتواند شما را بترساند. برای کاهش این ترس، باید با وضوح و آگاهی بیشتری شروع کنید.
انگیزهات را مرور کن: دلیل ورود تو به این رابطه چه بود؟ آیا تنها برای فرار از تنهایی بود؟ آیا تحت تأثیر فشار جامعه یا اطرافیان بودی؟ یا واقعاً این فرد را به خاطر ویژگیهای منحصر به فردش، ارزشهای مشترک و حس خوبی که در کنارش داشتی انتخاب کردی؟ رابطهای که بر اساس نیازهای بیمارگونه یا پر کردن خلأهای درونی بنا شود، از ابتدا محکوم به شکست است و طبیعی است که ترس از طرد شدن در آن بالاتر باشد.
آیا شما واقعاً مناسب هم هستید؟
یک قاعدۀ ساده اما قدرتمند وجود دارد: “گاهی آنچه از آن میترسیم (طرد شدن)، در واقع همان نجاتِ مورد نیاز ماست.” ممکن است این رابطه اصلاً برای شما مناسب نباشد. شاید شما در عمق وجودتان میدانید که ارزشها، اهداف زندگی یا شخصیتتان با هم همخوانی ندارد. در این حالت، این ترس در رابطه، یک هشدار داخلی است نه یک مانع روانی. این حس، “ترس” نیست، “آگاهی” است.
تشخیص دهید: ترس است یاهشدار درونی؟ چگونه تفاوت را متوجه شویم؟
ترس در رابطه باعث میشود از چیزهای کوچک بترسید: “اگر امروز دیر جواب داد چه؟ اگر با دوستانش بیرون رفته و با کسی صحبت کند چه؟” اما وقتی دلیل اصلیتان برای بودن در رابطه را میسنجید (قدم ششم)، ممکن است به این نتیجه برسید که این فرد اصلاً همان کسی نیست که برای ساختن یک آینده میخواهید. در این صورت، این حسِ “من باید از این رابطه خارج شوم”، یک انتخاب آگاهانه برای محافظت از خودتان است، نه یک فرار بر اساس ترس
وقتی با آگاهی و شناخت کافی وارد رابطه شوید و بدانید چه میخواهید و چرا این فرد را انتخاب کردهاید، اساس رابطه محکمتر میشود. در این حالت، شما نه از روی نیاز، بلکه از روی انتخاب عاشق شدهاید. چنین رابطهای، مانند ساختن خانه بر روی سنگ است، نه شنزار. در این شرایط،ترس در رابطه به طور طبیعی کاهش مییابد، زیرا شما به خود و انتخابتان اطمینان دارید و میدانید که حتی اگر نتیجه آن چیزی نبود که انتظار داشتید، شما فردی هستید که میتواند از پس آن برآید.
بیشتر بخوانید: خدمات مشاوره ازدواج
به یاد داشته باشید، احساس ترس طبیعی است، اما اجازه ندهید این ترس در رابطه، فرصت تجربهِ عشق و صمیمیت را از شما بگیرد. شجاعت، نترسیدن نیست، بلکه حرکت کردن به جلو با وجود ترس است.
ما در کلینیک آسمان، با مشاوران دلسوز و متخصص، همیشه آمادهایم تا در این مسیر در کنار شما عزیزان باشیم.
به امید زندگی شاد، سالم و عاشقانه.
پاینده باشد.