جایی که اندیشه و احساس به هم می‌رسند

مرزبندی در روابط

مرزبندی در روابط

مرزبندی در روابط

دوستی ازم پرسید چطور میشه مرزبندی رو یاد گرفت و مرزهای محکمی گذاشت؟

گفتم: با خودآگاهی و تمرین

پرسید: چطور یعنی؟

گفتم: ما با مرزها و دیوارهایش قرار نیست دیگران را کنترل کنیم، اما قرار است نشان دهیم که تا کجا می توانند نزدیک شوند و در حقیقت از خودمان محافظت کنیم حتی در برابر نزدیک ترین افراد زندگیمان.

واسه داشتن مرزهای محکم اول باید ان ها را بشناسی و دوم سعی کنی به مرور به دیگران نشان دهی.

مثلا:

مرز یعنی؛ وقتی کسی شوخی میکنه که بهت حس خوبی نمیده نریزی تو خودت و الکی لبخند نزنی، خیلی

جدی بگی مرسی که باهام احساس صمیمیت میکنی، اما من با این سبک شوخیها خیلی حال نمیکنم..

مرز یعنی؛ وقتی همکار غیرهم جنست دیروقت و غیرکاری پیام میده بذاری فردا سرکار پاسخ بدی و تو اولین فرصت خیلی محترمانه بگی ترجیح میدم پیام ها و گفت وگوها در مورد کار و داخل محیط کار باشه مرسی که رعایت میکنید..

مرز یعنی؛ اینکه وقتی کسی ازت سؤال خصوصی میپرسه و راحت نیستی جواب بدی حق خودت بدونی که جواب ندی، و جواب ندی و خیلی اصرار کرد برگردی بپرسی: چی شد که این سوال رو پرسیدی جواب این سوال چرا برات مهمه و چه کمکی قراره بهت بکنه؟!

مرز یعنی؛ وقتی یکی تو تربیت بچه ت نظر میده و این نظر از نگاه تو دخالته و مطابق با سبک تو نیست! بی خیالی طی نکنی و قاطعانه برگردی بگی درک میکنم که با نیت خیر توصیه های تربیتی میدید منتهى ما اصول تربیتی خودمون رو داریم و مرسی که بهشون احترام میذارید…

مثلا مرز یعنی؛ رابطه کاری و غیرکاری رو از هم جدا کنی و تو محل کار و به همکاری که قصد داره پاش رو فراتر از مرزهای شغلی بذاره بی تعارف بگی تو محل کار احساس راحتی نمیکنم که درباره مسائل شخصی صحبت کنم مرسی که درک میکنید..

مرز یعنی؛ اینکه وقتی کسی برات لقبی یا اسمی میذاره که حس خوبی بهش نداری با بی تفاوتی و حالا چه اهمیتی داره وو ردش نکنی خیلی محترمانه و روشن جواب بدی میفهمم که باهام احساس نزدیکی میکنی اما، ترجیح میدم با اسم اصلیم صدام کنی!

مرز یعنی؛ یه نفر میخواد وظایفش رو دوش تو بندازه، به جای انفعال و پرخاش برگردی بگی باعث افتخارمه که از من کمک میخوای اما متاسفانه لیست کارهایی که باید انجام بدم پرن و فعلا نمیتونم مسئولیت جدیدی رو قبول کنم..

مرز یعنی؛ وقتی یکی در مورد پوشش و ظاهرت بدون نظر پرسیدن نظر بی ربطی میده به جای از این گوش به اون گوش در کردن مدام به بار خیلی محترمانه ولی قاطع و روشن بگی ”مرسی بابت نظرت ،ولی این موضوع انتخاب شخصی منه و ترجیح میدم در موردش صحبت نکنیم…

مرز یعنی؛ یه جاهایی سکوت کنی یا فقط یه لبخد بزنی

و در نهایت اینکه و مرز یعنی؛ هر خونه ای در و پیکری داره و خونه بی در و پیکر یه خرابه است که هر کی میتونه بیاد توش یه گرد و خاکی کنه و بره وظیفه توئه که با گذاشتن در و پنجره ها، نذاری تو خونه روانت گرد و خاک کن

مرز یعنی؛ احترام به خود…

اگر دیدید یکی به مرزهاتون احترام نمیذاره اول سعی کنید تو یک مکالمه شفاف، مجددا مواضع خودتون رو مشخص کنید و اگر باز هم جواب نداد حتما تعاملتون رو با اون فرد کاهش بدید و به اطلاعش برسونید که رعایت نکردن محدودیتهای شما میتونه به قطع کامل ارتباط بينتون منجر بشه و در نهایت اگر باز هم به مرزهاتون احترام نذاشت قطع رابطه رو به عنوان یک گزینه قطعی در نظر بگیرید چون امنیت یه خونه با صاحبخونه ست نه با همسایه…

مرزبندی در روابط

 

حالا می خوام یکم علمی تر درمورد مرزبندی صحبت کنیم؛

مرز چیه؟

فرض کنید خونه دارید. دور خونه یه حصار دارید. این حصار به دیگران نشون میده این خونه مال شماست. بهتون اجازه می‌ده تصمیم بگیرید چه کسی و در چه شرایطی می‌تونه وارد خونتون بشه. مرزبندی در رابطه‌ها هم دقیقاً همینه: تعیین یک “حصار ذهنی و عاطفی” که مشخص می‌کنه دیگران چطور می‌تونند با شما رفتار کنند.

نظریه‌پردازای معروف در حوزه روانشناسی در مورد مرزبندی دیدگاه های جالبی داشتند:

۱. هنری کلاد و جان تاونسند

– این دو روانشناس یه کتاب معروف دارند به اسم “مرزها”

حرف اصلیشان این هست که مرز مثل “در” خونه‌ست، نه “دیوار”. شما می توانید در رو باز یا بسته کنید. یعنی هم می‌توانید رابطه داشته باشید، هم می‌توانید در برابر چیزهای مضر “نه” بگید.

نکته طلایی‌ این نظریه میگه که، شما فقط مسئول کارهای خودتان هستید، نه احساسات و رفتارهای دیگران.

۲. مورى بوئن

– حرف جالب او: آدم‌های بالغ یاد می‌گیرند “درگیر هیجان دیگران نشوند”

مثلا اگر کسی عصبانی است، شما مجبور نیستید که عصبی شوید. می‌توانید آرام بمانید و منطقی فکر کنید. به این می‌گن “تمایز یافتگی”

۳. سالوادور مینوچین

او روی خانواده تحقیق می‌کرد ، سه جور خانواده رو معرفی می کنه:

خانواده‌های “درهم چسبیده”: مثل شله قلمکار! همه در کار یکدیگر دخالت می‌کنند (مرز خیلی ضعیف)

خانواده‌های “جدا”: مثل آپارتمان‌هایی با دیوارهای کلفت. کسی با کسی کاری ندارد (مرز خیلی سفت و سخت) در حقیقت ارتباطی بسن اعضا وجود ندارد.

خانواده‌های “سالم”: مثل یک مجتمع خوب. هرکس حریم شخصی دارد، اما در مواقع لازم به هم کمک می‌کنند (مرز واضح و انعطاف‌پذیر). یعنی فرد در جمع هم فردیت خودش رو داره و هم با دیگران تعامل سازنده دارد.

اصولا خانواده ها به دلیل ندانستن و بلد نبودن دارای مرزهای به هم چسبیده دارند، گاهی از سر محبت است ولی با زیر پا گذاشتن فردیت افراد باعث ایجاد مشکلات روانی و خستگی برای یکدیگر می شوند و گاهی از روی کنجگاوی و حسادت..

مرزبندی در روابط

 

چطور در زندگی مرزبندی کنیم؟

۱. اول خودتون رو بشناسید:

از خودتون بپرسید: “چه چیزهایی منو اذیت می‌کنه؟ از چه رفتارهایی بدم میاد؟ چه زمانی احساس خستگی می‌کنم؟” این‌ها نشانه‌های نقض مرزهای شماست.

۲. واضح حرف بزنید (نه تند، و عصبی)

به جای غر زدن و عصبانیت، محکم و واضح بگوئید: “من وقتی بدون خبر دادن، وسایلم رو برمی‌داری، ناراحت می‌شم. لطفاً از این به بعد بپرس.”

– از جملات “من” استفاده کنید. مثلاً: “من نیاز دارم تنها باشم.”

۳. قاطعانه “نه” بگوئید:

“نه” گفتن حق شماست. لازم نیست برای هر “نه” یک صفحه توضیح بدید.

می‌تونید با لبخند بگوئید: “نه، متشکرم، الان نمی‌تونم.”

۴. عواقب کار رو مشخص کنید:

اگر کسی به مرز شما بی‌احترامی کرد، عکس‌العمل شما چیه؟ این عواقب را از قبل بدانید.

– **مثلا “اگر باز هم به من توهین کنی، جلسه را ترک می‌کنم.”

۵. از خودتان مراقبت کنید:

مرزبندی انرژی می‌برد. باید به خودتان برسید تا توانایی دفاع از مرزهایتان را داشته باشید. شاید برخی افراد در ابتدا به شما توجه نکنند اما مهم این است که شما مرز خود را مشخص کردید و به مرور برای به دست اوردن شما یا تلاش خواهند کرد یا احترام خواهد گذاشت یا از زندگی شما پوچ خواهند شد. نتیجه در دراز مدت اتفاق خواهد افتاد..

مرزبندی در روابط

 

چرا مرزبندی اینقدر مهمه؟

چون عشق و احترام واقعی، فقط در سایه مرزهای سالم معنی پیدا می‌کنه. وقتی شما برای خودتان و نیازهایتان ارزش قائل شوید، دیگران هم برای شما ارزش قائل می‌شوند.

شما با این کار به دیگران می‌گویید: “من به اندازه کافی برای خودم ارزشمندم که از خودم محافظت کنم.”

امیدوارم مطالب امروز برایتان مفید بوده باشه.

پایدار و شاد باشید

لونا هستم، دوست شما در مسیر اگاهی.

فهرست مطالب