جایی که اندیشه و احساس به هم می‌رسند

زندگی بعد از جنگ

زندگی بعد از جنگ؛ چگونه می توانیم به زندگی قبلی مان باز گردیم؟

“Life After War: How Can We Return to Our Previous Life?”

صبح که بیدار می‌شوید، خبری از آن صداهای همیشگی نیست. ارام گرفته است است. چند ثانیه طول می‌کشد تا باور کنید واقعاً تمام شده است. سپس سوالی در ذهن شما شکل می‌گیرد: «خب، حالا چه کار کنم؟»

زندگی بعد از جنگ را از کجا شروع کنیم؟ این پرسش این روزها در ذهن بسیاری از ما تکرار می‌شود.لونا هستم همراه شما در مسیر اگاهی.

 

چرا بازگشت به زندگی عادی بعد از بحران زمان می برد؟

زیرا ماه‌ها با گوش‌هایی تیز زندگی کرده‌اید. هر صدایی می‌توانست خبر بدی باشد. هر پیامکی می‌توانست قلب را از کار بیندازد. مغز شما به آن وضعیت عادت کرده است. اکنون که خبری نیست، نمی‌داند چگونه آرام بگیرد.

سیستم عصبی ما برای بقا طراحی شده، نه برای آرامش. وقتی ماه‌ها در حالت آماده‌باش بوده، یک‌باره نمی‌تواند سوئیچ را عوض کند. این تقصیر شما نیست. این طبیعت مغز است.

برخی تصور می‌کنند به محض تمام شدن جنگ، همه چیز به حالت عادی بازمی‌گردد. اما زندگی بعد از جنگ چنین نیست. شما تغییر کرده‌اید. نگاهتان به دنیا تغییر کرده. حتی چیزهایی که پیشتر دوست داشتید، شاید اکنون برایتان بی‌معنی شده باشند. این طبیعی است. خود را مجبور نکنید که فوری شاد باشید.

زندگی بعد از جنگ

۱۰ قدم برای ساختن دوباره زندگی پس از جنگ:

۱-به احساسات متناقض خود اجازه حضور دهید

ممکن است صبحی از خود بپرسید «چرا هنوز حالم خوب نیست؟» و سپس احساس گناه کنید که «مگر جنگ تمام نشده؟ پس چرا من هنوز این‌گونه‌ام؟»

این احساس گناه را کنار بگذارید. تنها بار شما را سنگین‌تر می‌کند.

در زندگی بعد از جنگ، انسان می‌تواند همزمان هم امیدوار باشد، هم دلگیر. هم به آینده چشم بدوزد، هم از گذشته بترسد. به احساساتتان اجازه دهید بیایند و بروند. قضاوت نکنید. اشک که می‌ریزد، بگذارید بریزد. نگرانی که می‌آید، بگذارید بیاید و سپس آرام برود.

زندگی بعد از جنگ

۲- پیگیری اخبار را محدود کنید

عادت کرده‌اید هر نیم ساعت اخبار را چک کنید. برای زندگی بعد از جنگ، این عادت دیگر به کارتان نمی‌آید. هر بار که خبری می‌بینید، سیستم عصبی‌تان دوباره درگیر می‌شود. آن حس آشنا دوباره بازمی‌گردد.

بیشتر بخوانید:  رشد و تکامل نوزاد ۹ تا ۱۱ ماهه

زمان مشخصی برای اخبار در نظر بگیرید. مثلاً روزی یک بار، ساعت هفت عصر. باقی روز را به چیزهای دیگر بگذرانید. کتاب بخوانید، فیلم ببینید، با دوستی گفتگو کنید، به موسیقی گوش دهید. به ذهن خود فرصت استراحت بدهید.

۳- هر روز یک کار کوچک انجام دهید

لازم نیست کار بزرگی انجام دهید. در زندگی بعد از جنگ، بسیاری به دنبال یک تغییر بزرگ و یک‌باره هستند. اما آرامش با قدم‌های بزرگ نمی‌آید. با قدم‌های کوچک می‌آید.

هر روز یک کار کوچک انجام دهید. رختخواب را مرتب کنید. چای درست کنید و بنوشید. به گلدان‌ها آب بدهید. یک صفحه کتاب بخوانید. پنج دقیقه به آسمان نگاه کنید. همین کارهای ساده به ذهن شما پیام می‌دهند: «همه چیز در جریان است» و «تو همچنان بر زندگی خود کنترلی داری».

۴-با دیگران گفتگو کنید

تنهایی دشوار است. در زندگی بعد از جنگ، شاید نخستین واکنش شما این باشد که در خود فرو روید. اما این راه درستی نیست.

شما تنها نیستید. همسایه، دوست، همکار شما نیز این روزها را پشت سر گذاشته‌اند. دردهای مشترک اگر در سکوت بمانند، سنگین‌تر می‌شوند. اگر گفته شوند، سبک‌تر.

یک چای ساده با هم بنوشید. لازم نیست حتماً از جنگ حرف بزنید. تنها بودن در کنار دیگری، خود آرامش‌بخش است. احساس شنیده شدن، بار بزرگی از دوش شما برمی‌دارد.

زندگی بعد از جنگ

۵-بر آنچه در کنترل شماست تمرکز کنید

اتفاقات بزرگ را نمی‌توانید کنترل کنید. تصمیمات سیاسی را نمی‌توانید تغییر دهید. آینده را نمی‌توانید پیش‌بینی کنید. اما در زندگی بعد از جنگ، بسیارند چیزهایی که در کنترل شما هستند.

کاغذی بردارید و برای خود بنویسید: سلامت جسمانی‌ام، رفتارم با خانواده، کیفیت کاری که انجام می‌دهم، مهارت‌هایی که می‌آموزم، غذایی که می‌خورم، ساعتی که می‌خوابم. بر اینها تمرکز کنید. باقی را رها کنید.

هر بار که ذهنتان به سوی سناریوهای ترسناک رفت، خود را به آرامی به لحظه حال بازگردانید. از خود بپرسید: «در این لحظه، چه کار مفیدی می‌توانم انجام دهم؟»

بیشتر بخوانید:  هوش هیجانی  چیست؟ و نقش ان در موفقیت های شخصی و حرفه ای

۶-فضای خانه را دگرگون کنید

خانه در روزهای سخت، پناه شما بود. شاید ماه‌ها بدون آنکه متوجه شوید، خانه‌تان به یک سنگر تبدیل شده بود. اکنون در زندگی بعد از جنگ، زمان آن رسیده که این فضا را از حالت دفاعی خارج کنید.

پرده را کنار بزنید. نور خورشید را راه بدهید. گلدان تازه بخرید. وسایل اضافه را مرتب کنید. قفسه کتاب را جابه‌جا کنید. موسیقی ملایم پخش کنید.

وقتی خانه تغییر می‌کند، احساس آدم نیز تغییر می‌کند. فضای فیزیکی بر روان ما تأثیر مستقیم دارد. خانه‌ای روشن و مرتب، ذهن را نیز روشن و مرتب می‌کند.

۷-پیاده‌روی را فراموش نکنید

بدن شما خسته است. استرس در ماهیچه‌هایتان نشسته. شب‌ها شاید خوب نمی‌خوابید. صبح‌ها با کوفتگی از خواب برمی‌خیزید.

در زندگی بعد از جنگ، هر روز پیاده‌روی کنید. حتی بیست دقیقه. لازم نیست به کوه بروید. همین پیاده‌روی ساده در کوچه‌های محله کافی است.

هوا را به سینه بسپارید. قدم بزنید. به درختان نگاه کنید. آرام آرام بدن شما رها می‌شود. تنفس عمیق می‌گردد. ذهن از آن فضای بسته خارج می‌شود.

به دیگران یاری برسانید

۸- به دیگران یاری برسانید

این توصیه را حتماً بیازمایید. شاید عجیب به نظر برسد که وقتی خود به کمک نیاز دارید، به دیگران کمک کنید. اما تجربه نشان داده یکی از مؤثرترین راه‌های التیام، یاری رساندن به دیگران است.

بنگرید چه کسی به کمک نیاز دارد. همسایه‌ای که تنهاست و کسی را ندارد. دوستی که حالش از شما بدتر است. کسب‌وکار کوچکی در محله که در جنگ آسیب دیده و نیاز به حمایت دارد.

یاری رساندن به دیگران، در زندگی بعد از جنگ، به شما ثابت می‌کند که هنوز توانمند هستید. هنوز می‌توانید تأثیر بگذارید. هنوز ارزشمندید. این احساس، از هر داروی آرامش‌بخشی نیرومندتر است.

۹-ارزش‌های تازه خود را کشف کنید

جنگ دیدگاه شما را تغییر داده است. برخی چیزها که پیشتر بسیار مهم بودند، شاید اکنون بی‌ارزش شده‌اند. موفقیت شغلی، تجملات، یا برخی روابط سطحی. و در مقابل، برخی چیزها که کم‌اهمیت می‌نمودند، اکنون عزیز شده‌اند. یک تماس ساده با مادر. عصرهایی کنار خانواده. نفس عمیق در هوای آرام.

بیشتر بخوانید:  آیا خواب خوب کلید سلامت جسم و ذهن انسان می باشد؟

از خود بپرسید: «اکنون چه چیزی برای من ارزش دارد؟» پاسخ را بیابید. آن پاسخ، قطبنمای تازه شما خواهد بود. برای زندگی بعد از جنگ، به یک قطبنما نیاز دارید، نه نقشه راه. قطبنما جهت را نشان می‌دهد، اما مسیر را شما باید پیدا کنید.

زندگی بعد از جنگ مشاوره روانشناسی

۱۰- گام‌های کوچک، اما پیوسته

لازم نیست یک‌باره همه چیز ایده‌آل شود. در زندگی بعد از جنگ، بسیاری منتظر یک نقطه عطف بزرگ هستند. روزی که از خواب بیدار شوند و ببینند همه چیز خوب است. اما آن روز هیچ‌گاه نمی‌آید.

در عوض، امید را چنین تعریف کنید: امید یعنی باور به اینکه فردا اندکی بهتر از امروز است. یعنی آمادگی برای تلاش در جهت همان تغییر کوچک.

برای خود هدف‌های کوتاه‌مدت تعیین کنید. خواندن یک کتاب در طول یک ماه. آموختن یک مهارت ساده. برنامه‌ریزی برای یک سفر کوتاه. هر روز یک گام بردارید. هر گام کوچک، یک پیروزی است. به خود اثبات می‌کنید که می‌توانید از تاریکی عبور کنید. و این، بزرگترین دستاورد است.

سخن پایانی

زندگی بعد از جنگ یک بوم سفید و بی‌نقص نیست. لکه‌های تیره دارد. خاطرات تلخ دارد. شب‌های بی‌خوابی دارد. اما اکنون نوبت شماست که در کنار آن لکه‌های تیره، رنگ‌های روشن نیز بگسترانید. به خود زمان بدهید. ترمیم روان، مانند ترمیم یک شکستگی، زمان می‌برد. با خود مهربان باشید. سخن دیگران را که می‌گویند «هنوز خوب نشده‌ای؟» نادیده بگیرید.

با دیگران گفتگو کنید. از آنها یاری بخواهید. نفس عمیق بکشید. گاه‌گاهی قدم بزنید. به دیگران لبخند بزنید. و اجازه دهید زندگی بعد از جنگ، آهسته اما مطمئن، دوباره شما را در آغوش بگیرد.

اگر در این مسیر به همراهی نیاز دارید، تیم روانشناسی ما در کنار شماست. برای دریافت مشاوره، با ما تماس بگیرید.

شاد و پیروز باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *